تبليغاتX
دختری با کفش های کتانی

دختری با کفش های کتانی

تلقین شهادتین توسط جناب آقای خراسانی

تابوت مهستی درحال حمل برای خاکسپاری

کاروان خودروهای حامل تشیع کنندگان خاکسپاری مهستی

اجرای ترانه علی ای همای رحمت توسط لیلا


سحر دختر مهستی

دختر و نوه های مهستی

تالار مراسم پیش از خاکسپاری

شهرام صولتی، خواننده پاپ ایرانی

اندی، خواننده پاپ ایرانی

نمایی از شرکت کنندگان در مراسم خاکسپاری

امیر قاسمی، مدیر شبکه جهانی تپش در حال دست دادن با جیمی دلشاد، شهردار بورلی هیلز. در زمینه عکس بیژن مرتضوی و معین نیز دیده می شوند

شهره، خواننده پاپ ایرانی در حال سخنرانی در مراسم خاکسپاری

تورج نگهبان، ترانه سرای ایرانی در حال سخرانی در مراسم خاکسپاری


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 7:41  توسط  پگاه  | 

ضمن عرض تبریک وتهنیت به مناسبت حلول ماه رجب ومیلاد با سعادت شکافنده علم امام باقر(ع) چکیدهای اززندگی آن امام همام درذیل می آید :

اسم مبارك آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است كه حضرت رسول (ع) آن حضرت را طي رواياتي به اين لقب ملقّب فرمود. كنية مشهور آن حضرت، ابي جعفر و عمر مبارك ايشان مثل عمر پدر بزرگوار و جد بزرگوارشان حسين (ع) پنجاه و هفت سال بود. در اول رجب المرجب سال پنجاه و هفت ه. ق. متولد شد و در سال 114 از هجرت به دست ابراهيم بن وليد و به دستور هشام بن عبدالملك مسموم و شهيد گرديد. سه ساله بود كه حماسة كربلا واقع شد و آن بزرگوار كربلا را مشاهده فرمود. بعد از حماسة كربلا سي و چهار سال با پدر بزرگوار خود، زندگي پر تلاطمي را پشت سر نهاد. مدّت امامت آن حضرت تقريباً نوزده سال بود.

امام باقر دو امتياز در ميان ائمه عليهم السلام دارد. اول جد پدري ايشان امام حسين (ع) و جد مادري آن حضرت امام حسن (ع) است . از اين جهت در حق ايشان گفته شده: «علوي من علويين وفاطمي من فاطميين وهاشمي من هاشميين.» از نظر نسبت امتياز فوق العاده اي را دارا است. خصوصاً اينكه مادر ايشان فاطمه دختر امام حسن (ع) زني بسيار عالمه و مقدسه بود. از امام صادق نقل شده كه فرمود: «جدّه ام صديقه اي بود كه در ميان اولاد امام حسن، مثلش ديده نشده است.» و نيز خرق عادتي از ايشان نقل مي كند و مي فرمايد: «مادرم پاي ديواري نشسته بود كه ديوار فرو ريخت. مادرم گفت: ساقط نشو به حق مصطفي كه خداوند اذن نداده است كه ساقط شوي. ديوار باقي ماند تا جدّه ام از پاي آن گذشت.

امتياز ديگر آنكه وي پايه گذار انقلاب فرهنگي شيعه محسوب مي شود. گرچه انتشار معارف شيعه به دست امام صادق (ع) صورت گرفت ولي به دست امام باقر پايه گذاري شد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 8:2  توسط  پگاه  | 

چشم هنگامی زیباست......

 

 

                                   .....که پر از اشک باشد

 

 

اشک هنگامی زیباست......

 

 

                                  .....که برای عشق باشد

 

 

عشق هنگامی زیباست.......

 

 

                                   .....که برای معشوق باشد

 

 

و تو هنگامی زیبا هستی......

 

 

                                    ......که برای من باشی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 9:43  توسط  پگاه  | 

خيلي سخته که بغض داشته باشي.... 

 

 اما نخواي کسي بفهمه ...

 

خيلي سخته که عزيزترين کست ....

 

ازت بخواد فراموشش کني ...

 

خيلي سخته که روز تولدت......

 

 ، همه بهت تبريک بگن ......

 

، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي .....

 

 خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني.....

 

...... ، بعد بفهمي دوست نداره

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 9:42  توسط  پگاه  | 

     


خوب ميدوني دوست دارم    خوب ميدوني حاشا نکن


باشه هاي   بيخودي   رو      جواب  سر   بالا   نکن


واسه  يه  بارم  که  شده      توي  چشام  نگاه   بکن


با  اون  صداي خوشگلت      اسم   منو   صدا   بکن


آسمون  شب  دلم               ستاره بارون ميمونه


وقتي نگاه عشقمو              از تو نگاهت ميخونه


رنگين  کمون دل من             يه  رنگ   آبي   نداره


بخشيده آبي رنگاشو            تا که چشات کم نياره


موازي  بودن  دلا                  فراغيه بي انتها


کج ميکنم راه دلو                  تا برسيم به انتها


قلبمو دزديدي ولي                دوست ندارم اينو بگن


ميخوام ببخشمش بهت         تاديگه بش دزدي نگن


خدارو شکر که اينبارم            يه مصرعم  کم   نيومد


شعر چشات چه آسونه         صبح شد و خوابم نيومد

 

                                     

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 9:37  توسط  پگاه  | 

چی بگم؟حادثه ۳۰ اردیبهشت میدان هفت تیر


www.2rna.com/photo/albums/bad%20hejabi2/bad%20hejabi2-2rna%20%281%29.jpg

طرح جمع آوری اراذل اوباش

من کاری به هیچ کس ندارم ولی بعضیا هم دیگه شورشو درآوردند؟؟ولی در عین حال اینم طرز برخورد نشد ؟چون این جوری فایده ای نداره؟


کشورهای دیگه روز به روز دارند پیشرفت می کنند ما هم به جون هم افتادیم؟خیلی متاسفم

altaltalt

من نمی دونم با این مدل مو می خواد چی رو ثابت کنه؟ اه...اه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 8:7  توسط  پگاه  | 

بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - مهستی

مهستی که نام اصلی اش «خديجه (افتخار) دده بالا» است، در سال ۱۳۲۵ متولد شد. او که خواهر ديگر خواننده محبوب ايرانی هايده است، توسط پرويز ياحقی، آهنگساز پر آوازه ايرانی، کشف ومعرفی شد.

مهستی کار خوانندگی را از برنامه گل های رنگارنگ و با آهنگ « آخه دلم را برده خدايا» که ساخته پرويز ياحقی بود، شروع کرد.

در آغاز، مهستی با مشکلات زيادی از طرف خانواده اش برای شروع کارخوانندگی مواجه شد، با توجه به فشار خانواده مهستی تصميم گرفت که با تصوير جديدی از زن خواننده ايرانی پا به عرصه بگذارد. مهستی همواره خود را خواننده ای معرفی می کرد که به ارزش های خانوادگی احترام می گذارد.

مهستی همزمان با انقلاب در ایران به بريتانيا و سپس به آمريکا مهاجرت کرد.

در سال ۲۰۰۵ ميلادی، به خاطر« يک عمر فعاليت هنری» از مهستی در مجلس باشکوهی در لس آنجلس تقدير به عمل آمد.

در مارس ۲۰۰۷ مهستی اعلام کرد که دچار سرطان روده شده و از آن پس تلاش کرد تا جامعه ايرانی مقيم آمريکا را بيشتر با بيماری سرطان و نقش تمرين های فيزيکی در درمان اين بيماری آشنا کند.

وی سرانجام در 4 تیرماه 1386 در سن شصت و یک سالگی در لس آنجلس در گذشت.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 9:4  توسط  پگاه  | 

آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند
 

مادر واسم یک چشمه ست یک چشمه ی محبت

مادر واسم یک دنیاست یک دنیای بی منت

مادر واسم یک عشق , یک عشق با صداقت

مادر واسم یک عمر, یک عمر بی نهایت

مادر واسم یک قبله ست یک قبله ی حقیقت

مادر واسم یک راه ,یک راه با سعادت

مادر واسم بمونی تا آخر قیامت


Image hosting by TinyPic 

تاج از فرق فلک برداشتن                     تا ابد آن تاج  بر  سر  داشتن
در بهشت آرزو ره یافتن                    هرنفس شهدی بساغر داشتن
روز در انواع نعمتها و ناز                    شب بتی چون ماه در برداشتن
جاودان در اوج قدرت زیستن                   ملک عالم را مسخر داشتن
برتو ارزانی که مارا خوشتر است             
لذت یک لحظه مادر داشتن

   

مـادر تــو بـهشــت جـاودانــی مـادر خــورشـیـد بـلـنـد آســمـانی مـادر

در چشم تـو نـور زندگانـی جـاریـست سر چشمه ی مهر بیکرانی مـادر



ای کـاش کـه تـا ابــد نــمـیــرد مادر یـا هـستـی جـاودان بـگیـرد مادر

مهر است سراسر وجودش تــا هـست ای کاش که پـایـان نـپـذیـرد مادر



هر بار که خنده بـر لبش مــی رویــد یا نبض گل سرخ ، سخن می گوید

چشمان پر از ستـاره ی مــــادر مــن در گــردش آشـنـا مرا می جـویـد



چون مهر، بـزرگ و بی نـشانی مادر آرام دل و عـــــزیــز جـانـی مــادر

ای کاش همیشه جـاودان مـی بــودی آن قـدر که خـوب و مـهربانـی مـادر



در کوچه جان همیشه مادر بـــاقیست دریـای مـحبـتـش چو کوثر باقیست

در گـــویــش عـاشـقانـه ، نـام مــــادر شعریست کــه تا ابد به دفتر باقیست

  

  

بنــــــــــــازم همت والاي مــــــــــادر
به قـــــــربان قـــــــد و بالاي مـــــادر

تن جـــــان و سر و پايم فــــــدا بـــــاد
بــــــــه راه صبر جـــــــانفرساي مادر

نمي رفتم به خــــواب راحت و خوش
نبــــــود از نغمه يي لالاي مـــــــــادر

فــروغش روشنايي بخش جانهــــاست
رخ همر جهـــــــــان آراي مــــــــادر

ادا نتوان كنـــــم حقش ,اگــــــــــر سر
بريزم همچــــــو زر در پـــــــاي مادر

به كودك , بـــــوي مادر مـي دهد جان
نگيرد دايه هـــــرگز, جاي مـــــــــادر

همه شب دـــــيده گان من , بــــــود باز
كه باشد انـــــدر آن , مـــــاواي مـــادر

لبم را بوسه ها مــــــــــــي زد شبانگاه
لب شيــــرين شكـــــــــر زاي مـــــادر

مي عشق و وفـــــا, دركــام من ريخت
بـــــود اين مستي از صهباي مـــــــادر

مــــــرا با شيره ي جان , پرورش داد
دل پر مهــــــــــــر و پرغــوغاي مادر

نخستين حـــــــرف را , او يـاد من داد
منم يك قطر ه از در پــــاي مـــــــــادر

گلـم با آب مهر ش , چـون عجين گشت
بـــــــه سر باشد مرا , سوداي مـــــادر

نبي فـــــــــرموده انــــــدر شــــان مادر
كــــــه جنت هست , زيـــــــر پاي مادر

از حسن نعیتی

  

     

بشنو سخنی چو درّ و گوهر

از درّ و گهر گرانبهاتر

از قدرت كردگار داور

گويند مرا چو زاد مادر
  
پستان به دهن گرفتن آموخت

  

كردم چو به عهد آه و شيون

بنشاند مرا به روی دامن

از هر خطرم بداشت ايمن

  

بيدار نشست و خفتن آموخت

  

شبها بر گاهواره من

بر َمه چو بريخت كوكب من

دانست ز گريه مطلب من

بوسيد ز مهر غبغب من

  

بر غنچه گل شكفتن آموخت

  

لبخند نهاد بر لب من

چون ديد ضعيف و ناتوانم

در بر بگرفت همچو جانم

بوسيد رخ و لب و دهانم

يك حرف و دو حرف بر زبانم

  

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

  

در زحمت من چه رنج‌ها برد

من راحت و او ز من جفا برد

با من ز وفا به سر وفا برد

دستم بگرفت و پابه‌پا برد

 

تا شيوه راه‌رفتن آموخت

 

از اوست مرا هر آنچه نيكوست

ور قامت همچو سرو دلجوست

گر مغز بود مرا و گر پوست

تا هستم و هست دارمش دوست

چون هستی من ز هستي اوست

 

  

مادر! از عرش یقین آیت احسان داری
پرتویی در دل خود از ره خوبان داری
 
من در این وادی مستی به جوانی ماندم
تو در این غفلت من عزت عرفان داری
 
من ز خودخواهی خود سخت نمودم راهت
تو مرا زین همه ایثار چه حیران داری
 
شامگه باز آمد لیک در این افکارم
که به هر درد و غمی یک می درمان داری
 
خام در کودکی و تشنه ز این دریایم
تو ورای سخنم قدرت و ایمان داری
 
ره دیگر چو روم حیف نمودم فکرت
تو مگر ای دل من فرصت جبران داری؟

  

 ترانه جوانبخت

سلام دوستان.شب و روز و سال و ماهتون به خیر.

روز مادر هم مبارک.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 9:1  توسط  پگاه  | 

به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.   

34qkyg0.gif 

 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 8:55  توسط  پگاه  |