تبليغاتX
دختری با کفش های کتانی

دختری با کفش های کتانی

آهنگ جديد و فوق العاده زيباي منصور به نام مباركه

آهنگ جديد و فوق العاده زيباي منصور به نام مباركه

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:20  توسط  پگاه  | 

بداهه خوانی جدید و بسیار زیبای محمد اصفهانی

بداهه خوانی جدید و بسیار زیبای محمد اصفهانی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:16  توسط  پگاه  | 

 عکس مردی در مراسم عاشورا در " سده" اصفهان به عنوان عکس سال خبرگزاری رویترز انتخاب شد


جهت مشاهده تصاویر یا دانلود کلیپ اینجا کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 11:12  توسط  پگاه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 14:7  توسط  پگاه  | 

آهنگ جدید و  زیبای رضا صادقی به نام چقدر سخته

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 11:26  توسط  پگاه  | 

سلام به دوستانم گل و گلابم

خوبین پیشاپیش عید غدیر خم و یلداتون مبارک

این جملات شریعتی واقعا" قشنگن شما هم بخونید و کیفور شین

*اگه آدما همونقدر که در صحبت کردن توانا هستن.در سکوت کردن هم توانا بودن زندگی خيلی زيباتر از اين ميشد.
*در دشمنی دورنگی نيست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ريا بودند

*مهم اين نيست که چقدر ميدانيم. مهم اين است که از دانستهايمان چقدر استفاده کنيم

و در آخر هم دکتر شريعتی ميگه:
؛...سرمايه ماورايی انسان به اندازه حرفهايی ست که برای نگفتن دارد ...؛

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 11:12  توسط  پگاه  | 

پیشاپیش عید سعید قربان مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:28  توسط  پگاه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 9:55  توسط  پگاه  | 

سلام

خوبین،خیلی خوشحالم از این که آمار بازدید کننده هام از سرتاسر دنیا هستن از امارات-بحرین

-کانادا-امریکا-ترکیه-آلمان-یونان-نروژ-هنگ کنگ-انگلستان-کویت-فرانسه-اردن- بلژیک-استرالیا-اتریش-کره جنوبینیجر-لهستانمالزی-پاکستان-سوئد-قطر-چین-دانمارک-هند-ونزوئلا      وایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــران(همه شهرها)...

ممنون

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 8:18  توسط  پگاه  | 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 13:24  توسط  پگاه  | 

سلام سلام صد تا سلام

پنج شنبه جای همگی دوستان خالی رفتیم عقد خیلی خوش گذشت ولی من خیلی خسته شدم خیلی

ساعت ۶ مراسم شروع شد ارکس ها تشریف آوردن

عروس خانم مگه میومد از آرایشگاه چشم من یکی به در سفید شد

بالاخره با تاخیر اومدش رفتن نشستن سر جایگاهشون

به نظر من خوشگل شده بود

بچه ها یه چیزی عروس و داماد خیلی کوچولو بودن

عروس ۱۳۶۷

داماد ۱۳۶۴

حالا عکسا رو میذارم ببینید

سفره عقدم دوست گلم طیبه جونم زحمتش رو کشید

این گل رو باید از دوست گلم طیبه خانم که زحمتش رو کشیدن تشکر کنم

 

 

اینم آقا داماد

 

 

اینم داداش عروس در حال دست دادن با عروس خانم

 

 

انشاالله خوشبخت شن

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 10:42  توسط  پگاه  | 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 10:27  توسط  پگاه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 7:0  توسط  پگاه  | 

عکس های بیژن مرتضوی در ایران

 

 

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 6:57  توسط  پگاه  | 

 

 مدونا و گاي ريچي از هم طلاق گرفتند

دادگاه عالی لندن حکم طلاق مدونا "ملکه پاپ" و شوهرش گای ریچی کارگردان بریتانیایی را بدون سرو صدا صادر کرد

اين حکم هشت ماه پس از این صادر می شود که این زوج که دارای سه فرزند هستند، اعلام کردند ازدواج 8 ساله آنها به پایان رسیده است.

دادگاه با خواندن بیانیه رسمی اين ستاره پاپ اعلام کرد که او به خاطر رفتار غیر منطقی ریچی در خواست طلاق کرده است. در دادگاه نه مدونای 50 ساله حضور داشت و نه شوهر 40 ساله اش.

مدونا در اين بیانیه گفته است که رفتار ریچی همچنان ادامه دارد و در ضمن آنها از 6 ماه پیش از درخواست طلاق جداگانه زندگی می کردند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 7:45  توسط  پگاه  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 7:29  توسط  پگاه  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 7:28  توسط  پگاه  | 

سلام به رفقا

وای هوا کم کم داره سرد میشه ها!! امان از این عینک که صبح ها بخار می کنه و اعصاب منو خورد میکنه

وای امروز این بلاگفا پدرم رو درآورد باز نمی شد!!!!!!!!

یه خبری دیروز بالاخره بچه دایی ام به دنیا اومد آخه ماجرا داره یه روز من خونه دایی ام بودم گفتم دایی گفت جونم گفتم یه سوالی بپرسم راستش رو میگی گفت آره من کی به تو دروغ گفتم گفتم که البته با خجالت ها سرخ و سبز شدم جونم در اومد تا گفتم زنت حامله است گفتم نـــــــــــــــــــه ولی من بازم تو دلم گفتم آره جونه خودت گفت چاق شده تو دلم گفتم فکر کرده من هنوز بچه ام که بفرستندم پی نخود سیاه ولی کور خوندین خوب بگذریم خلاصه دیروز که رفتیم بچه اش رو ببینیم گفتم دایی گفت جون دایی

گفتم یادته اون روز رو (منم که سمج حالا یکی بگه بابا بی خیال شاید دوست نداشته بهت بگه )گفتم یادته گفتی نه بیچاره خجالت کشید  فکر کرد من یادم رفته خلاصه یه پسره نانازی کوچولو  بودش

خدا براشون نگهش داره و قدمش خوب باشه

برم دیگه

بای

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 14:41  توسط  پگاه  | 

واقعا"که متاسفم

ماجرا آنقدر وحشتناك است كه  باور کردنش خیلی دشواره،تجاوز سه مأمور نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به یك دختر فراری كه برای نجات خودش به آنها پناه برده چیزی جز علامتی كه سقوط اخلاقی یك جامعه را نشان می دهد نیست. . داستان خیلی ساده است و در عین حال تكان دهنده. دختری 16 ساله در شهرستان ورامین از خانه فرار می كند و به خانه دوستش پناه می برد. دوست هم سن و سالش بعد از صحبت فراوان دخترك را راضی می كند كه به خانه برگردد. اما پدر و مادر دخترك از پذیرشش سر باز می زنند. دخترك به پلیس پناه می برد و به آنها زنگ می زند. ماموران پلیس بجای پناه دادن به دخترك تا صبح به او تجاوز می كنند. شرم آور است. شرم آور. یکشنبه هفته آینده دادگاه این سه مامور در شعبه 72 دادگاه كیفری برگزار می شود. ممكن است بپرسید چطور اینقدر سریع محاكمه این سه نفر برگزار می شود. سئوال خوبیست. جواب البته مشخص است. مسئله مسئله تجاوز به عنف است. باید دید آیا برای این ماجرای تلخ و دردناك كسی سینه چاك می كند؟ یا نه. ماجرا مثل حادثه دانشگاه كرمانشاه با سكوت برگزار می شود. راستی كدام مهمتر است.

 كنترل حجاب مردم یا كنترل خودمان؟

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 9:22  توسط  پگاه  | 

سلام،خوبین!

داشتم صبحونه میل می کردم که تل زنگ زد!

الو بفرمائید

الو سلام خوبی پگاه

به به عروس خانم(نسیم)سلام خوبی

مرسی منم خوبم

پگاه پاشو بیا خونه ما

نه نمی تونم کار دارم

هی اصرارکرد منم دلم براش سوخ

ok میام

خلاصه رسیدیم اونجا

 آخه امشب قباله برون بود 

نشستیم کمی

پذیرای شد

کمی مسخره بازی دیدم حالم خوب نیس

باور کنید سرگیجه داشتم می مردم

رفتم بهداری

دکتر جونم هم که سرم موچولو نوش

وقتی زدم خوب شدم

آماده شدیم که بریم دانشگاه خیر سرم کلاس داشتم

 

خلاصه اومدیم که بریم دانشگاه

این نسیم خانم مگه گذاشت(البته اون نفهمه ها حسشم نبود)

منم از خدا خواسته قیدش رو زدم

 خلاصه داشتیم کار ها رو راه می انداختیم واسه شب دیگه!!!

ساعت که مثل برق و باد می گذشت نامرد

هر چی به ۸ شب نزدیکتر می شد استرس من نوعی بیشتر می شد

بالاخره ساعت ۸ شد

دینگ دینگگگگگگگگگگگگگ

کیه

بله آقا داماد تشریف آوردن

به به

نسیم رفت سلام و علییک و برگشت پیش خودم دوباره

کمی صحبت و گفتگو خانواده اونا با اینا

قباله به اون سنگینی رو دادن به خانواده آقا داماد

وای من که چشمام  اینجوری شده بود

فک کن

۱۳۶۷ تا سکه به اندازه سال تولد عروس خانم،۳۰۰ مثقال طلا وای بدبخت داماد بقیه اش رو نگم بهتره که چشاتون لوچ میشه

من که نمی دونستم قبول می کنن یا نه

به نظرتون قبول می کنن؟؟؟

خلاصه یه چندلحظه سکوت همه جا رو فرا گرفت

همه شون خوندن

 

من که قلبم به تپش افتاده بود نزدیک بود سکته رو بزنم

حالا این وسط دایه ام شیر کاکائو آورده البته دستش درد نکنه می دید دارم حرص می خورم       

منم گفتم بخورم که اگه نخورم از دستم میره

خلاصه  در حین خوردن خانواده آقا داماد قبول کردن نزدیک بود خفه شم آخه پرید تو گلوم

من که از خوشحالی داشتم بال در می آوردم

واقعا" ریسک بزرگی بود

دختر دایه ام که از خوشحالی من رو بغل کرده بابا ولم کن 

من هم دست البته یواشا و این آهنگه هس که میگن دری ری ری گیج شدم همون که میگن   رو می خوندم

خلاصه نسیم خانم رفتن

منم تک وتنها شدم  از خوشحالی داشتم ....

خلاصه جونم بگه که یه عقد رو افتادیم

خیلی خوب خوش گذشت

 

فعلا" بای

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 8:29  توسط  پگاه  | 

 

به نظرتون مشکوک نیست!!!!

http://www.pix2pix.org/my_unzip/122617106048fed794a4b771.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 10:14  توسط  پگاه  | 

این روزا هرچی فکر می کنم در مورده چی بنویسم نمی دونم    ،هنگ کردم وحشتناک!! علّتش رو خودمم نمی دونم یکی فهمید به خودمم بگه باخبر شم!ولی واقعا" علتش چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟اصلا" این فصل همیشه من همین طوریم حس وحال ندارم واقعا" پائیز غمناکه هاامتحاناتمم شروع شده که دیگه بدتر حوصله خوندن درسم ندارم خوب حالا بگذریم حال شما که خوبه  چه خبرا ؟؟   من برم دیگه فکم درد گرفت نظر بدین بگین چیکار کنم!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 8:3  توسط  پگاه  | 

 دخترای گل نظرتون چیه؟
 
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 12:45  توسط  پگاه  | 

بيژن مرتضوی در تهران

 مدتی است  شایعه شده است  بیژن مرتضوی خواننده معروف در تهران است در این باره  اخبار  ضد و نقیضی  مطرح شده است شاید این عکس بتواند این موضوع را ثابت کند. راست و دروغ آن پای روای آن ، در هر صورت  این عکس را یکی از اعضا برای من فرستاده  است ( به  در ماشین سمند دقت کنيد).

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 9:50  توسط  پگاه  |