تبليغاتX
دختری با کفش های کتانی

دختری با کفش های کتانی

روی یه دوچرخه چندتا آدم

براي ديدن سايز واقعي عكس لطفا روي آن كليك كنيد

بعدا" نوشتم:دوستان گل پرنده منو به این بازی دعوت کرده!!والا پرنده جونم همه رابطه ها رو تو گفتی من چی بگم دیگه!!

قانون۱:قهر نکنید ولی اگرم می کنید طــــــــــول نکشه!

قانون۲:بدبین نباشید و همچنین شکاک!!

قانون۳:حساس نباشید زود بی خیال یه موضوع بشید!

قانون۴:احترام همو کاملا" داشته باشید!!

قانون۵:دروغ نگید!!!!!!!!!!!!

 

 منم ۵ تا از دوستای خوبم رو  به این بازی دعوت میکنم  بهنازجون.دخملی جون.آلیس جون.عسل آشیانه عشق وخاله ریزه جونم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 8:47  توسط  پگاه  | 

http://sl.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.pnghttp://sl.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.pnghttp://sl.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.png

سلامخوبینواااااااااااااای دیروز خیلی خوش گذشتواقعا" چقدر زیادی بهم خوش می گذرهجاتون خالی دیروز ناهار رو فانوس خوردیم خیلی خوش گذشت

 راستی بالاخره سی دی های لاست رو رایت کردم به مقدار ۲۸ عدد پدرمان بسی درآمد ولی میارزه یعنی ارزش رو دارهجونم براتون بگه جمعه عقد دعوتیم از حالا بسی عذا گرفتم چیکار کنم بااجازه تون الان که دارم آپ می کنم دارم این آهنگ رو گوش می کنم لینکش رو می ذارم شما هم گوش کنید
 Yeki Bood Yeki nabood

من باید برم فعلا"

پی نوشت ها...

پ ن۱:قراره با همکارا بریم تو این هفته بیرون آخه یکی از همکار بچه دار شدن قراره سور بده!!

پ ن۲:سپیده جونم خیلی لطف کردی بابت لاست!!

پ ن۳:مرجان خانم خیلی بی وفا شدی!!!!!!!!!!!!!دوست ندارم

پ ن۴:دوس جونام من وحشتناک بدبین شده ام یه راه حل بدین!!کمککککککککککککک!

پ ن۵:برام فقط دعا کنید

http://sl.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.pnghttp://sl.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.pnghttp://sl.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.png

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 8:46  توسط  پگاه  | 

عزیزم تولدت مبارک ایشالا ۱۰۰۰ ساله شی

بهترین ها را در کنار همسریت برات آرزومندم

 

پی نوشت ها...

پ ن۱:ممنون از راهنماییتون بابت دوربین

پ ن۲:دیشب مهمونی بودم کلی خوش گذشت بچه ها از سر وکولم بالا می رفتن!!

پ ن۳:تولدت عزیزم مبارک چشمک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 10:7  توسط  پگاه  | 

  الاغ بي ام وي ديگه نديده بوديم

براي ديدن سايز واقعي عكس لطفا روي آن كليك كنيد

پی نوشت ها...

پ.ن۱:زیاد دیگه حوصله آپ کردن ندارم یعنی دارما ولی اینجا چون همه آدرسش رو دارن نمی تونم شاید اثاث کشی کردم به پرشین!!

پ.ن۲:دوربین احتمالا" کانن می خرم ولی هنوز شک دارم بازم راهنماییم کنید لطفا"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 14:46  توسط  پگاه  | 

داالیسهلامخوبم شما خوبینبه حضورتون عارضم دیروز اصلا" نبودم ممنون از همه که نگرانم بودنبگذریم.خلاصه دیروز بعد از ۱ ماه بالاخره رفتم دانشگا خوب بود ولی زیاد دیگه تو مدش نیستم یعنی همه اش انگار یکی باید هولم بده تا برمتا رسیدم خونه ساعت ۳۰/۸ بود ولی دیروز با اون حالم خیلی خوش گذشت این واحد زبان تخصصی دادن با این استاد مضخرف به قوله یکی از بچّه ها میگه به FESHAR میگه FASHAR بنده خدا یه تخته اش کمه تا دیروز دیدم این کلمه رو این طوری تلفظ کرد از خنده مردم

دیگه دیروز رفتیم دیدار با رئیس دانشگا کلی تحویل گرفت ازمون پذیرایی کرد قراره ببرتمون کیش!البته چشمم آب نمی خوره!به قول معروف برای این که دلمون خوش شد گفت

دیگه همین

بایHello

پی نوشت ها...

پی نوشت۱:دیروز همه می گفتن عوض شدم!!

پی نوشت۲: دیروز فیلم لاست رو برام آوردن!

پی نوشت۳:دیروز به راحله اس ام اس دادم ولی جواب نداد.

پی نوشت۴:دیروز بچه ها بهم کادو دادن ممنون از همگی دست همگی تون درد نکنه!In Loveیکیشون رفته بود کویت.یکی دیگشون شمال.یکی دیگشون همینطوری داد واقعا" شرمندم کردین.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 10:30  توسط  پگاه  | 

پی نوشت ها...

پی نوشت۱:منم وقتی می خوام آمپول بزنم اگه روم بشه همین کارو می کنم!!

پی نوشت۲:خیلی خیلی از آمپول می ترسمنیشخند زبان

پی نوشت۳:لطفا" کمک!دوربین دیجیتال مارک سونی خوبه یا کانن!

پی نوشت۴:کسی از راحله خبر نداره!

پی نوشت۵:نظر یادتون نره!من یه سوالی برام پیش اومده مثلا"روز چهارشنبه من ۵۰۰ تا بازدیدکننده داشتم ولی تعداد نظراتم به ۲۰ تا نرسیده!!عجیبه!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:1  توسط  پگاه  | 

سلام.نمی دونم شما آره تو همونی که داری الان این متنو می خونی از آمپولی دندانپزشکی می ترسی یا نه اما خبرهای خوبی واست دارم.تزریق دندانپزشکی شاید از تزریق آمپول پنی سیلین یا آمپولهای دیگه کمتر درد بگیره اما خوب دیگه این مساله روانیه و نمی شه کاریشم کرد.

اما خبر خوب!!! یک شرکت تونسته سرنگ تزریقی درست کنه که مثل تفنگ می مونه (نه مثل ژ3 ها!!!) بعد با فشار دادن دکمش تزریق انجام میشه و به گفته این شرکت این تزریق درد نداره اصلا قراره به زودی این سیستم بیاد بیرون برین همه حال کنین!!

پی نوشت ها...

پی نوشت۱:من خودم از آمپول دندونپزشکی خیلی می ترسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 14:57  توسط  پگاه  | 

براي ديدن سايز واقعي عكس لطفا روي آن كليك كنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 8:8  توسط  پگاه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 14:32  توسط  پگاه  | 

سلامبه همه دوستای بامعرفتمخوبین!من که تواین فصل زیاد خوب نیستم همش خوابم و وقتی نمی خوابم باعث میشه سردرد بگیرم الانم خیلی سرم درد می کنهخوب بگذریم خوش می گذره!چه خبرا!ما هم خوبیم می گذرونیم دیگه من برم گفتم بیام حاضریمو بزنم و برم

خوشحال شدم تا آپ بعدی بای بای

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 13:58  توسط  پگاه  | 

سلام به همه دوس جونام امیدوارم که عید بهتون خوش گذشته باشه و سالی خوبی رو در پیش رو داشته باشید من که عید امسال خیلی بهم خوش گذشت

اولا" تا سال تحویل که همش من خواب بودم جالب اینجاست که شب کلی مهمون داشتیم همه میومدن واسه شام خونه ما ومن خیلی خوشحال بودم براتون بگم که روز اول عید واسه شام خونه عموم بودیم روز دوم خونه دخترخاله بودیم بذارین تا سفره هفت سین دختر خالم رو عکسش رو بذارم خیلی خوشمل بودش

روز دوشنبه قصد داشتیم بریم مسافرت ولی معلوم نبود کی بریم من صبح ساعت ۱۰ از خواب بیدار شدم ساعت ۱۱ تصمیم گرفتیم بریم قرار بود بریم تهران بعد شمال

خلاصه حرکت کردیم به سمت تهران ساعت ۱۱ که راه افتادیم ۵ تهران بودیم

تهران خیلی هوا خوب بود و جالب این که ترافیک بی ترافیک

رفتیم خونه عمو جون من که سرما هم خورده بودم داشتم از سردرد می مردم ولی با یه قرص خوشبختانه حل شد

واقعا" وقتی رسیدم تهران حالم خیلی خوب شد

خیلی جاها رفتیم تیراژه.میلاد نور.بازار صفویه.سرزمین عجایب.شيان و...

اینم سفره هفت سین تیراژه

خلاصه جونم براتون بگه  که خیلی خوش گذشت مخصوصا" سرزمین عجایب!!

قرار بود بریم شمال که متاسفانه به دلایلی نشد.

ولی به جاش کاشان رفتیم من تا حالا کاشان نرفته بودم ولی شهر زیبایی بود بافتش قدیمی خوشم اومد

خلاصه عصر ساعت 5 رسیدیم اصفهان تازه کلی از دید و بازدیدهامون مونده هرروز بعد از تهران جایی بودیم ماشالله زیادن و لی من امسال از خیلی جاها فاکتور گرفتم فقط فامیل درجه ۱ رو رفتم.

خلاصه بگذریم که روز ۱۳ بدر ساعت۱۱ از خواب بیدار شدم رفتیم یه باغ بود ولی درحقیقت ویلا بود استخر همه چی داشت اگه هوا خوب بود می رفتم استخر ولی یکم باد میومد

این قدر بازی کردیم که هنوز که هنوزه من بدنم درد می کنه

عکسا رو می ذارم ببینید

این جیگل منه محمد ابراهیم این ویلایی هست که برا ۱۳ بدر رفته بودیم.

 

چقدر فش فشه روشن کردیم و آتش

 

این قدر من کایت هوا کردم که نگو

خیلی خوش گذشت!!

دیشبم تا دیروقت مهمون داشتیم والان بنده در حال چرت زدنم

پی نوشت ها...

پی نوشت۱:دلم برای همه دوس جونم دخملی.راحله.خاله ریزه و سفیدبرفی جونم و عسلی جونم تنگ شده

پی نوشت۲:ایشالا سال خوبی برا همه باشه

 پی نوشت۳:" گیوند ولین بروکس" : قدر این لحظه ی کوتاه را بدانید وعصاره ی هر لحظه را بگیرید،این لحظه به زودی خواهد مرد و خوب یا بد ، دیگر هرگز با همان شکل برنخواهد گشت.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 10:6  توسط  پگاه  |