تبليغاتX
دختری با کفش های کتانی

دختری با کفش های کتانی

سلام به همهFlower

دیروز داشتم یه مجله می خوندم ناگهان چشمم به مدیر دبستان کلاس اول دبستانم خانم عقدایی افتاد ناخودآگاه اشک تو چشمام حلقه زد.تمام خاطرات اون دوران برام مرور شد.کاشکی می شد به عقب برمی گشتم کلاس اول بودم.کاشکی می شد دوباره الف ب بابا آب داد رو می خوندم کاشکی پشت نیمکت های در به داغون می نشستم.کاشکی...

خلاصه چه دورانی بود و قدرش رو ندونستیم می دونم یه روز حسرت این روزها رو هم می خورم.خلاصه مجله رو داشتم می خوندم که دیدم این مدیر نازنینمون بازنشسته شد هم خوشحال بودم هم ناراحت

که چنین مدیری کاشکی همیشه مدیر بود.منم صمیمانه تبریک می گم و دستتون رو می بوسم خیلی برای ما زحمت کشیدین


عجب روزگاری هست عمرمون مثل برق وباد می گذره به هرکی خوبی کنی بهت بدی می کنه هی روزگار من موندم این دنیایی که هیچی ارزش نداره


چرا ما آما این قد ب د ی م؟چرا همش دلمون می خواد یکی رو اذیت کنیم؟چرا  چرا و۱۰۰۰ چرا دیگه؟


تا سوال پیچتون بیشتر از این نکردم رفع زحمت کنمArabic Veil

فعلا"


پی نوشت ها

 پ ن۱:خانم عقدایی دوست داریم

پ ن۲:زنگ تفریح ها مدرسه رو،رو سرمون خراب می کردیم!!

پ ن۳:خدا می دونه تو ۲۲ بهمن مدرسه مون چقدر خوشگل می کردیم!!

پ ن۳:یاده بابا ومامان مدرسه مون خانم مجیری و آقای رضایی بخیر

پ ن ۴:یاده معلم اول دبستانم خانم شریفی که یادمه اون سال معلم نمونه کشوری شده بود!!

پ ن ۵:معلم دومم خانم غروی.سوم احمدی و کاویانی.چهارم صالحی و پنجمم خانم ابراهیمی

پ ن۶:مدیر راهنمایی هم که فقط ۱ سال مدیر مدرسه مون بود که پارسال فوت کرد.روحش شاد.خیلی هوای منو داشت.آخه من روز اول مدرسه غش کردم.همش تو دفتر مدرسه بودم چقدر بهم انرژی می داد فامیلش رو امروز یادم اومد خانم نصر

پ ن۷:یاده دوستامم بخیر که خیلی هاشون رفتن خارج از کشور مثل سارا.حنا و...

پ ن ۸:امروز خیلی دلم برا اون روزا تنـــــــــگ شده

پ ن ۹:چه قدر با مهسا.هانیه.نگین.سروین.لادن.پگاه ر.سارا.نگار.سعیده.یاسمین و... می شستیم تو حیاط و آگرگری بازی می کردیم

پ ن ۱۰:کلاس دوم یکی از بچه ها که الان مهندسی شیمی شریف می خونه آبله مرغون گرفت و یکی عریون من عریون گرفتم ولی تا ۳ هفته کلاس تعطیل بود.آخه همه وا گرفتن!

پ ن ۱۱:چقدر کلاس پنجم که بودیم با خانم ابراهیمی می رفتیم جنگل.بعد صبحانه هم دنبالمون میاوردیم با بچه ها پیک نیک راه می انداختیم

پ ن۱۲:کلاس سوم چقدر برا جشن تکلیف ذوق می کردیم من که لحظه شماری می کردم.الان که فیلمش می بینم تمام خاطرات زنده میشن.تو تالار۸ نمایش بازی کردیم.چادر سفید ها رو سرمون کردیم وشمع دستمون بود.سرود خوندیم

پ ن۱۳:دارم پاسپورتم درست می کنم که برم!!تا این درس لعنتی ام تمام نشه نمی تونم برم!!ای خدا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 8:49  توسط  پگاه  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 7:57  توسط  پگاه  | 

پ ن:
پ ن مهم مهم:خاله ریزه جون . سفیدبرفی جونم ببیخشید من اینترنتم قطع شد!!من با شماها آشتی آشتی ام
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 10:3  توسط  پگاه  | 

سلاااااااااااامباورن کنین زیاد وقت نمی کنم بیام وبلاگستان!!از بس سرم شلوغه!!وای دوس جونام تا می رسم خونه جنازه می رسمدیگه کی برسم درس بخونم هیچ وقت شب امتحان وااای نه!!نگرانخدا به دادم برسه!!ناراحتولی فعلا" که بی خیال همه چیزم!!برم به کارام برسم اومدم حاضری بزنم و برم

پی نوشت ها

پ ن۱:وای صبح ها به زور پا میشم از خواب!!

پ ن۲:برا خاله ریزه دعا کنید

پ ن۳:خدا جونم خودت کمکم کن!!! خجالت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:37  توسط  پگاه  | 

این آپم فقط به خاطر خاله ریزهIn Love

سلاااااااااااااااامدیروز واقعا" دیگه می خواستم برا همیشه بررررررررمخیلی دلم گرفته بوددددددددقربونه این دوس جونااااااام برم که این قدر بهم آرامش دادناگه من شماها رو نداشتم می مردمخیلی دوستون داااااارماز همگی تشکر می کنم

پی نوشت ها...

پ ن۱:انتخابات شرکت می کنید اگه می کنید به کی رای میدین!!

پ ن۲: من به میرحسین رای میددددددددددددم

پ ن۳:برام دعا کنید

پ ن۴:خاله ریزه جونم.دخملی.عسل آشیانه عشق وعسلی با معرفتم... از این که کمی متحولم کردین ممنون

پ ن۵:پوستم خیلی بد شده همش جوش میزنه چیکاااااااااااااار کنم

پ ن۶:طالع روزانه

بعضی وقت ها شرایط درست برعكس خواسته های تو خواهد بود به جای دشنام دادن به زمین و زمان باید از این واقعیت ها پند گرفت و خود را با شرایط جدید تطبیق داد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط  پگاه  | 

زیاد حرف نمی زنم که سرتون درد نیاد عکس رو ببینید!!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 12:43  توسط  پگاه  | 

براي ديدن سايز واقعي عكس لطفا روي آن كليك كنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 8:56  توسط  پگاه  | 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:44  توسط  پگاه  | 

 

هتلی در اصفهان اقدامي عجيب و بي سابقه براي آنچه که ارتقاي امنيت اخلاقي و اجتماعي ناميده، تخفيف ويژه اي براي ميهمانان با پوشش کامل اسلامی خود در نظر گرفته است.

مانتوی بلند و روسری پوشیده  = ۵ ٪

چادر و مقنعه = ۱۰ ٪

چادر و روبنده = مهمون ما باشید

پ ن:شیطونه میگه با روبنده بررررررررم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 13:14  توسط  پگاه  | 

قربون این کمربند بستنت برم

 

پی نوشت ها...

پ ن۱:کامپیوترم ویروسی شده وحشتناک!!

پ ن۲:هرکسی به اندازه لیاقتش باید باهاش برخورد کرد چون بیش از حدش دور برمیداره!

پ ن۳:کاشکی همیشه بچّه بودم!!

پ ن۴:به این نتیجه رسیدم آدم باید بی خیال باشه تا عشق دنیا رو کنه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:41  توسط  پگاه  | 

سهلاااااااااااااااامSunبه روی ماهتونبه زلفای قشنگتوندندوناتون رو مسواک زدینخوب به من چه شوخی کردم آفرین                               خوبین!خیلی وقت بود آپ این جوری نکرده بودمولی امروز این حسه اومد تو وجودمآخه دلم براتون یه ذره شدهدیگه این که خبرخاصی نیست اوضاع احوال خوبهامروز تو این فکر بودم که برنامه ورزشی جور کنم اونم شناDivingبه نظرتون خوبه؟Shark Island  راستی دیروز من وسپیده خیلی خستگی زده بود به سرمون از وسط خیابون راه می رفتیم اینم عکسش!!

دیگه این که من کار دارم باید برم فعلا"

پی نوشت ها...

پ ن۱:دزده خونه دایی ام ۵۰۰ هزار پزشک قانونی براش بریده از خود راضی

پ ن۲:دیروز یکی از دوستام بهم میگه دکتر روانپزشک می شناسیناراحتآخه چرا؟گریه

پ ن۳:امان از این فوتبال عصر تو خونه سرسام می گیررررررررررررررررررم

پ ن۴:خاله سراغ منم اومده وااااااااااااااااااااااااااااااای سبز

پ ن۵:هنوز وقت نکردم اخراجی۲ رو ببینم ای خداااااااااااااکلافه

پ ن۶:خاله ریزه خانم دوست ندارم خیلی بی وفااااااااااااایی دل شکسته

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:37  توسط  پگاه  | 

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:8  توسط  پگاه  | 

 

آهنگ جدید و زیبای رضا فلاح با نام عشقتو نمیخوام

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:44  توسط  پگاه  | 

پی نوشت ها...

پ ن۱:خستم!! گریه

پ ن۲:سپیده من شرمنده تو هستم که این قدر بهت زحمت می دم!!خجالتماچ 

پ ن۳:واقعا" که!! قهر

پ ن۴:طالع روزانه:احتمال هیچ چیزی را نباید از ذهن دور داشت وقتی برای كاری برنامه ریزی می كنی همه احتمال ها را در نظر بگیر تا حوادث غیر منتظره تو را غافلگیر نكنند موفقیت تو در این راه حتمی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:23  توسط  پگاه  | 

ماشيني در قفس  ولي خيلي خوبه هاا اگه مي توني اين ماشينو بدزدي بهت جايزه مي دم

پی نوشت ها....

پ ن۱:دیروز کلی خوش گذشت

پ ن۲:متاسفانه دیشب ۱ساعت هم نتونستم بخوابم دلیل داره نخوابیدنم

پ ن۳:خونه دایی ام دزد اومده دنده های قفسه سینه اش شکسته!!نخوابیدنم برا این بود.خدا لعنتش کنه.

پ ن۴:به ذهنم چیزی نمی رسه برا نوشتن رسید میام می گم!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:10  توسط  پگاه  | 

پی نوشت ها...

پ ن۱:دیروز داشتیم می رفتیم دیدم یکی بدو بدو اومده من که ترسیدم گفتم من چیکار کردم پبش خودم ببخشین خانم کفشاتون رو از کجا خریدین منو بگو می خواستم همون کفش رو دربیارم بزن تو سرش من که سکته کردم!!

پ ن۲:نایک حراج کرده بود ۱بخر ۲تاببر بود.

پ ن۳:الان دارم این آهنگ رو گوش میدم شما هم گوش کنینFaghat Tou

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:4  توسط  پگاه  | 

پی نوشت ها...

پ ن۱:دیروز با همکارا رفتیم به صرف ناهار خیلی خوش گذشت!!

پ ن۲:بچه ها این راسته که می گن اگه طلاسفید بخرم بعد که بخوام بفروشم ارزون تر می خرن!!!

پ ن۳:می خوام با دوس جونام برم ابیانه!!

پ ن۴:اینم یه عکس!!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:56  توسط  پگاه  |